السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )

21

سيره معصومان ( فارسي )

خوشبوتر از بوى او نبوئيدم ، بسيار عرق مىكرد . چنان كه در طبقات ابن سعد نقل شده از سعد بن ابى وقاص پرسيدند آيا رسول خدا ( ص ) خضاب مىكرد ؟ گفت : نه ، پيرى در موهاى لب و چانه و پيشانىاش ظاهر بود و اگر مىخواستم مىتوانستم آنها را شماره كنم . ابن سعد در طبقات به سند خود از حسن بن على ( ع ) روايت كرده است كه آن حضرت از دايىاش هند بن ابى هاله تميمى كه مردى وصف‌كننده بود ، دربارهء شكل و شمايل پيغمبر ( ص ) سؤال كرد هند گفت : پيامبر خدا ( ص ) صورتش چون ماه تمام مىدرخشيد ، قامتش از حد معمول كمى بلندتر بود و از كسانى كه بلند بالا هستند كوتاه‌تر ، سرش بزرگ و موهايش صاف بود ، معمولا موهايش را جمع مىكرد و در غير آن صورت هم هرگز از لالهء گوشش فروتر نبود . رنگ چهره‌اش گلگون ، پيشانىاش گشاده ، ابروانش پرپشت و كشيده بود بى آن كه به هم پيوسته باشد ، ميان ابروانش رگى بود كه در حال خشم برجسته مىشد ، بينى او قلمى و پرتوى بالاى آن مشاهده مىشد به طورى كه مىپنداشتى اصلا برآمدگى ندارد ، ريشش انبوه و پرپشت بود و گونه‌هايش ملايم و نرم ، سيه‌چشم و بزرگ دهان بود ، « 20 » دندانهايش بسيار زيبا و در يك سطح قرار داشت ، رشتهء باريكى از مو از بيخ گلو تا زير ناف داشت ، گردنش چنان سپيد بود كه گويى از نقرهء خام است ، در عين حال كه پيكرش ورزيده بود سينه و شكمش در يك سطح قرار داشت ، سينه‌اش پهن و شانه‌اش فراخ و مفاصل و استخوان‌بندىاش درشت بود ، قسمتهايى از بدنش كه از زير لباس بيرون بود مىدرخشيد ، به بازوها و شانه‌ها و بالاى سينه‌اش كمى موى نرم رسته بود ، شكم او خالى از موى بود ، دستهايش از آرنج تا مچ نسبتا كشيده و كف دستش وسيع و پشتش راست بود ، انگشتانش كشيده و ظريف مىنمود و كف پايش كاملا گود بود و پشت پاهايش به سمت جلو شيب داشت به طورى كه آب از روى آن به سرعت فرو مىريخت ، راه رفتن او در عين حال كه با تواضع بود تند انجام مىگرفت و در آن حال بدنش به جلو خم مىشد گويى در نشيب و فراز حركت مىكند ، چون روى مىنمود با تمام بدن رو مىكرد ، نگاهش غالبا به زمين بود و به زمين بيشتر نگاه مىكرد تا به آسمان ، بسيار شكوهمند بود و نمىشد مستقيم در چشمش نگاه كنى ، به چهره‌اش كه مىنگريستى ماه را به خاطر مىآوردى ، همواره در سلام گفتن سبقت مىجست و بر اصحابش در دست دادن پيشى مىگرفت . همواره انديشمند و ناراحت به نظر مىرسيد ، به جز در مورد حاجت سخن نمىگفت ، سكوتى عميق داشت ، سخن را به بهترين شكل آغاز و با فصاحت كامل به پايان مىرساند و جملات او جامع همهء معانى بود . نسبت به هيچ كس جفا روا نمىداشت و هرگز كسى را مورد اهانت قرار نمىداد . نعمت را هر چه هم كم بود بزرگ مىشمرد و هيچ خوردنىيى را مكروه نمىداشت . اگر چيزى با حق معارضه مىكرد

--> ( 20 ) عرب دهان بزرگ را مىستوده و غير آن را مذمت مىكرده است . ( مؤلف )